بهنام خواجه امینیان متولد 57مین روز از بهار هزار و سیصدوهفتادمین گردش خورشید و زمین به دور هم.... از دنیایی کاهگل ها...سرای قناتها...دیار عبادتها... شهری که نگینش قد برافراشته منارها به نشانه ازادی خواهی مردمانش برای رسیدت به اوج....من از دیاری میگویم که سه فصل دارد :اول تابستان بهاری،دوم پائیزی زمستانی و اوج همه فصلهایش محرم است... اینجا که من با شما میگویم یزد است... علاقه ام بردن قلم بر کاغذ و سیاه کردن سفیدی های اوراق دفترم در احوالات این روزگار است و شاید به همین دلیل بود که پیشه خبرنویسی و روزنامه نگاری را پیش گرفتم و حال در وبگاه قلم پارسی از دنیایی که در گوشه ای از ان میزیم دل نوشته هایی از خود را به اشتراک میگذارم... فکر کنم برای شناخت اولیه من کافی باشه!!!
  :: بهنام خواجه امینیان






   

94 و 95
پنجشنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩٥ ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

94 رفت 

با روزهای خوب کاری

با بازگشت بعد از 6 سال به جریان سیاسی

با موفقیت دوباره در رسانه های سیاسی 

با جریان سازی های دوباره 

94 رفت با روزهای سخت

غمگین و دلگیر ش

روزهای که بهار و تابستون ش نبودی

اما 

پائیز و زمستون ان بودی...

بودی و خواستی بگی نیستی!

95 اومد

با روز های جدید

روزهای ه جدید نیست اما بعد از شش سال تازه ست.

همون بهنام سیاست

همون بهنام خبر
همون بهنام ایده و جریان سازی و اندیشه اصلاح طلبانه.

 من برگشتم و اینبار دیگه نمی تونم راحت برم کنار، برگشتم موفق و باید بمونم
چون
اندیشه من، زندگی من ، خون و ریشه من این بوده و است.

و من هستم

با روزهای که معلوم نیست تو هستی یا نیستی!




:: برچسب‌ها: قلم پارسی, وطن, بهاریه, پری پری پری
نقد ادبی
شنبه ۱٩ دی ۱۳٩٤ ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

سوال:

اینجا که آقای چاووشی میفرمایند بیا تا رگهامو تو خونت بریزم

دقیقا یعنی چی?

قدیما خون را تو رگ میریختند ولی رگ را تو خون چه جوری میشه?

پ.ن:

در ضمن چشم ها را تو چشم ها میبینند نمیریزن!!!

نقد : ""قلم پارسی""




:: برچسب‌ها: قلم پارسی
فاجعه...
جمعه ۳ مهر ۱۳٩٤ ساعت ٦:٤۸ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

حرمن امن الهی هم دیگر امن نیست...

 

پ.ن: 

بدلیلدلخراش بودن تصاویر از گذاشتن پست معذوریم.




:: برچسب‌ها: قلم پارسی
راز شعر
سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٤ ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

در سکوت

در تنهایی

هزار هزار سطر نوشته ام

عاشقانه

عارفانه

برای خودم

نه برای توجه دیگری

من تو را برای خودم میخواستم نه مردم شهر

"مرد پارسی"

 

پ.ن: قبل از مصاحبه با استاد امیرمحمد تفتی در منزل ایشان




:: برچسب‌ها: قلم پارسی, از خاک پارس
حالا سلامی دوباره
چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٤ ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

اینحا تنهایی های من

و من دچار شلوغ زدگی

من برگشتم

همجنان بیمار چشم تو

و منتظر به راه شهر تو

...

سلام

اینجا شروعی دوباره




:: برچسب‌ها: قلم پارسی
مرد پارسی
پنجشنبه ٧ خرداد ۱۳٩٤ ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

برمیگردم

متفاوت




:: برچسب‌ها: قلم پارسی, از خاک پارس
بهار امد
چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳٩٤ ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

به من چه عید به من چه بهار می آید

خوش آن دمی که گویند یار می آید...




:: برچسب‌ها:
روزهای سخت میخواهی تمام بشوی؟؟؟
پنجشنبه ٧ اسفند ۱۳٩۳ ساعت ٢:٤۸ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

خانه نشینی ما هم یک روز تمام میشود

یک روز صبح

خورشید برای ما شهر را چراغان میکند

قناری ها برای برخواستن ما

به شادی اواز میخوانند

و باد برای دل خوش ما

شاخه ها را به رقص در می اورد....

***

اخرین دلسپید نوشت مرد پارسی

پ.ن))

فقفط نمیدانم تا انروز دوام میاورم

میدانم تو که باشی همه این روزها میاید....




:: برچسب‌ها: قلم پارسی, پری پری پری