بهنام خواجه امینیان متولد 57مین روز از بهار هزار و سیصدوهفتادمین گردش خورشید و زمین به دور هم.... از دنیایی کاهگل ها...سرای قناتها...دیار عبادتها... شهری که نگینش قد برافراشته منارها به نشانه ازادی خواهی مردمانش برای رسیدت به اوج....من از دیاری میگویم که سه فصل دارد :اول تابستان بهاری،دوم پائیزی زمستانی و اوج همه فصلهایش محرم است... اینجا که من با شما میگویم یزد است... علاقه ام بردن قلم بر کاغذ و سیاه کردن سفیدی های اوراق دفترم در احوالات این روزگار است و شاید به همین دلیل بود که پیشه خبرنویسی و روزنامه نگاری را پیش گرفتم و حال در وبگاه قلم پارسی از دنیایی که در گوشه ای از ان میزیم دل نوشته هایی از خود را به اشتراک میگذارم... فکر کنم برای شناخت اولیه من کافی باشه!!!
  :: بهنام خواجه امینیان






   

فغلا تبریک و حس اولیه بعد از کسب این افتخار...
سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠ ساعت ٤:٢٤ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

وقتی نام ایران در مراسم گلدن کلوب برده شده چون کل محل خواب بودن نتوانستم فریادی از سر مستی سر بدم و عقده در گلویم شد، ولی وقتی اصغر و پیمان بالای سن میرفتند با خودم فکر میکردم که الان میخواد چی بگه و همه احتمالات را تصور میکردم که اصغر به همه تصورات من و شاید خیلی ها خط بطلان کشید وقتی گفت:
پیش از آمدن به اینجا همواره فکر می کردم که از چه کسانی سخن بگویم و تشکر کنم. از پدرم؟مادرم؟همسرم؟دخترم؟دوستانم؟ ولی الان که فکر می کنم هیچ چیزی را بهتر از این نمی بینم که از مردم سرزمینم ایران تشکر کنم. مردم ایران مردم صلح طلبی هستند. مردم ایران دوست داشتنی ترین مردم دنیا هستند.
( درود بر شرافتت ایرانی)




:: برچسب‌ها: از خاک پارس, مفاخر, وطن, اصغر فرهادی