بهنام خواجه امینیان متولد 57مین روز از بهار هزار و سیصدوهفتادمین گردش خورشید و زمین به دور هم.... از دنیایی کاهگل ها...سرای قناتها...دیار عبادتها... شهری که نگینش قد برافراشته منارها به نشانه ازادی خواهی مردمانش برای رسیدت به اوج....من از دیاری میگویم که سه فصل دارد :اول تابستان بهاری،دوم پائیزی زمستانی و اوج همه فصلهایش محرم است... اینجا که من با شما میگویم یزد است... علاقه ام بردن قلم بر کاغذ و سیاه کردن سفیدی های اوراق دفترم در احوالات این روزگار است و شاید به همین دلیل بود که پیشه خبرنویسی و روزنامه نگاری را پیش گرفتم و حال در وبگاه قلم پارسی از دنیایی که در گوشه ای از ان میزیم دل نوشته هایی از خود را به اشتراک میگذارم... فکر کنم برای شناخت اولیه من کافی باشه!!!
  :: بهنام خواجه امینیان






   

خطبه صبر
جمعه ٢٢ دی ۱۳٩۱ ساعت ٥:۳٩ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

شد سراسر خطبه ات صبر و سکوت

حرفهای مانده از ایمان یاران در گلوت

اشکهای بی قراری بر سر قبر رسول

خاطرات کوچه ها با ضربت دست عدوت

 

دل نوشته ای پیش کشی شده به تنهاترین سردار اسلام ، فخر غریبان ، حسن بن علی (ع.....!

در روزهای که به نوعی غرت در شهر و دیار خویش را همچون مولایم درک میکنم.

بهنام خواجه امینیان

متولد26/2/1370

نگارش شده در نیمه شب

یکی از شبهای زمستان 1391




:: برچسب‌ها: محرم, محرم نامه, قلم پارسی, عرفان
چه کسی از مهدی خبر دارد؟
شنبه ۱٦ دی ۱۳٩۱ ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

ببخشید آقایون ، خانمها
این آدرس را میدونید کجاست؟
بزرگراه انتظار،خیابان موعود ،کوچه فرج،منزل یوسف زهرا...!




:: برچسب‌ها: از خاک پارس, عاشقانه ها, مهدی, قلم پارسی
اربعین امد...
پنجشنبه ۱٤ دی ۱۳٩۱ ساعت ٦:٤۸ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

اربعین آمد و دلها همه شیدای تو شد...بوی سیب حرمت آیه ی زیبای تو شد
کاروان امد و زینب بسر قبر تو شاه....روضه خوان غم عظمای تو شد
بهنام خواجه امینیان
وبگاه قلم پارسی
طلوع چهلمین افتاب جدایی جهان و زینب از حسین بن علی ان عاشق شیدایی تسلیت باد...





:: برچسب‌ها: محرم, محرم نامه, قلم پارسی
 
چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱ ساعت ۳:۳٢ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

وعده ما...صبح پنج شنبه14/دی اربعین حسینی....مراسم تاریخی عزاداری حسینیه ایران در تاریخی ترین مسجد ایران

مسجد جامع کبیر
((پخش مستقیم از شبکه تابان و شبکه های سراسری یزد...))
 



:: برچسب‌ها: محرم, محرم نامه, از خاک پارس, قلم پارسی
حالم چطور است..؟
سه‌شنبه ۱٢ دی ۱۳٩۱ ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

آی دنیا ،

آی مردم ،

آی آدمها ،     

آی دوستان و مخاطبین تکراری هر روز ،

امروز میخواهم یکباره پاسخ دهم سوال تکراریتان ،

من ، هنوز :

زنده تر از آنم که دشمن بترسد ز آوازه نامم ...!!!

و

دوستانند که غم دار دل مرده مایند...!

 

بهنام خواجه امینیان

نگارش نیمه شب

10/دی/91(در جواب احوال پرسی یکی از دوستان...)




:: برچسب‌ها: از خاک پارس, قلم پارسی, در ذهن مایی تو
 
یکشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۱ ساعت ۳:۳٦ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

وقتی دردهای روی هم انباشته شده در گلو...

وقتی همه کلمه های پشت خط مونده یک دفعه سرازیر میشه...

وقتی سالهاست ترس های بجا مانده از گذشته نمیذاره حرفی را رک بزنم .... فهمیدن تو یعنی نفهمیدی....

وقتی کنترل خودمو از دست دادم...و بعد خیلی وقت درد دلمو ، داغ دلمو سر یکی داد زدم چه بسا در نوشتن و چه بسا در نوحه سازی....

حالمو بد کردی...

کاش میذاشتی نکته اصلی حرفمو بزنم....

تو داری میشی همونی که ان خواست....

نکته حرف من این من بود...اگر گفتم منم مثل تو منصرف شدن و جاخالی دادن و کردم دست راهی بود که یکی خواسته بود....

من از رفتن موندم بخاطر کسی که منو هم ریخته، و تو هم با نرفتن و برگشتت همون کار را میکنی...

یادت میاد میگفتی چی میگفت وقتی دروازه زحماتت باز شده بود و رهایی از این شهر کویر ی برات میسر شده بود...خوب یادت میاد....

بهنام....ساعت را گم کردم




:: برچسب‌ها:
تقدیم به غم داران....
یکشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۱ ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

برای انان که با غمهایشان ما را سوزاندند...

....

بیخیال ، فعلا همین دل نوشته بس است....

تو همانی...

تو همانی که روزی راز پرواز را ز چشمانت می دیدم...!

همانی که حسرت را برمی انگیختی به شادی سیمایت...!

اما چه زیبا ظاهری داشتی ،        

و چه فسرده دلی

ای گل مینا

بهنام خواجه امینان

متولد1391/2/26

نگارش چهارشنبه

1391/10/6




:: برچسب‌ها: از خاک پارس, عاشقانه ها, قلم پارسی, دختر وطن
 
چهارشنبه ٦ دی ۱۳٩۱ ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )
قدیمترها میگفتن:سکوت علامت رضاست.
اما الآن سکوت هزاران معنی داره،
مثلأ؛
پشیمونی
دلتنگی
ابرازعلاقه
احترام
خودخوری
اعتراض
خجالت وشرمندگی
بغض
و...
حالا شک ندارم که سکوت،خودش یه دنیا حرفه.
 



:: برچسب‌ها:
این روزهای خودم و یه مشت ادم نمای بافضل و کمالات دور و برم
یکشنبه ۳ دی ۱۳٩۱ ساعت ٢:۱٩ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

ابتدای این نوشته باید بگم که این نوشته چرک نویس من بخیلی هاست....خیلی از افرادی که در طول یک سال گذشته با من بودن....با بهنامی که آروز میکنم کاش خیلی از اتفاقات براش نیفتاده بود تا الان با خیلی هاشون دم خور نشده بود...

شاید پیام تبلیغ این نوشته برای شما ارسال شده باشد اما دلیل بر مصداق بودن منظور من به شما در این نوشتار نیست ، برای اکثر اطرافیان از این نوشتار گفتم تا بخوانند و بدانند از حالم و بخصوص احساسم نسبت بخیلی ها و اینکه این روزها رفیقو دوستشان بهنام خواجه امینیان در چه حالی ست و اگر خیلی ها دیگر از او تا مدتی خبری نداشتن آاخرین وضع حالیش را کامل بدونن....

کسانی که میدانند در این تنفر نامه من جای دارن نخوانند که بهتر این است که از حرف دلم مطلع نباشند....و بقول مولانا هرکسی یا ظن خود شد یار من....

خود بهتر میدانیدجزو کدامین دسته اید و ....

__________________   ...........................................   __________________


:: ادامه مطلب

:: برچسب‌ها: