بهنام خواجه امینیان متولد 57مین روز از بهار هزار و سیصدوهفتادمین گردش خورشید و زمین به دور هم.... از دنیایی کاهگل ها...سرای قناتها...دیار عبادتها... شهری که نگینش قد برافراشته منارها به نشانه ازادی خواهی مردمانش برای رسیدت به اوج....من از دیاری میگویم که سه فصل دارد :اول تابستان بهاری،دوم پائیزی زمستانی و اوج همه فصلهایش محرم است... اینجا که من با شما میگویم یزد است... علاقه ام بردن قلم بر کاغذ و سیاه کردن سفیدی های اوراق دفترم در احوالات این روزگار است و شاید به همین دلیل بود که پیشه خبرنویسی و روزنامه نگاری را پیش گرفتم و حال در وبگاه قلم پارسی از دنیایی که در گوشه ای از ان میزیم دل نوشته هایی از خود را به اشتراک میگذارم... فکر کنم برای شناخت اولیه من کافی باشه!!!
  :: بهنام خواجه امینیان






   

سکوت میخواهم....از همه!
چهارشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩۱ ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

سکوت کن

سکوت...!

وقتی پنجره ها را بستم ،

پرده ها را کشیدم

و چراغها خاموش شدند

یعنی :

ز جهانی دل بریده ام

حتی تو دوست (عشق) عزیز

 

بهنام خواه امینیان

نگارش شده در

18/4/1391




:: برچسب‌ها:
چرا تبریک...؟
یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۱ ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

چرا بگویم مبارک است وقتی که نیستی؟

عید بی تو که معنا ندارد

اقا جان یک کلمه :

وقت است که باز آیی...

 

((بهنام خواجه امینیان

نیمه شب نیمه شعبان 91))




:: برچسب‌ها:
میلاد خون خدا....
شنبه ۳ تیر ۱۳٩۱ ساعت ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

میلاد صاحب زیباترین حنجره تاریخ

ماندگارترین صدا

و اقامه کننده خونین ترین نماز در عارفانه ترین ظهر عاشقان

بر حجت خدا ولی عصر صاحب الزمان مهدی موعود

جد یگانه اش احمد مرسل و مادر شه بانویش زهرای مرضیه

بر تنها مرد هستی، صاحب شمشیر عدل الهی حیدر کرار

مبارک.....

سالروز آزادی فطرس به بهانه آمدن خورشید رشادت

یاد باد...

شاد باد دل صبورترین کام دنیا حسن بن علی به بهانه آمدن برادری همچون حسین

و بر زینت پدر بانوی کلام زینب دیدار شاه عشق....

 

و بشارت باد به معلم وفا به آماده شدن برای جانبازی در راه خدا

یا حسین(ع)

و تبریک به شما دوستانی که امروز پیام تبریک مرا شنیدند....

(نسیم یاد تو بر باغ جان صفا بخشد.....حسین نام تو بردن جه لذتی دارد)




:: برچسب‌ها:
چه خبره اینجا...
شنبه ۳ تیر ۱۳٩۱ ساعت ۸:٥۸ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

حالم خوب نیست اصلا.....

هنوز خوب نشدم...برام دعا کنید نمی دونم چی شده ولی روز به روز دارم بدتر میشم...

امروز رفتم امتحان دادم

همین بیست دقیقه پیش تموم شد موندم چجور دادم..کاش زودتر برگردم خونه طاقت ندارم

اتفاقاتی افتاد دیروز که هنوز گیجم

خدا کمکم کنه!




:: برچسب‌ها: