بهنام خواجه امینیان متولد 57مین روز از بهار هزار و سیصدوهفتادمین گردش خورشید و زمین به دور هم.... از دنیایی کاهگل ها...سرای قناتها...دیار عبادتها... شهری که نگینش قد برافراشته منارها به نشانه ازادی خواهی مردمانش برای رسیدت به اوج....من از دیاری میگویم که سه فصل دارد :اول تابستان بهاری،دوم پائیزی زمستانی و اوج همه فصلهایش محرم است... اینجا که من با شما میگویم یزد است... علاقه ام بردن قلم بر کاغذ و سیاه کردن سفیدی های اوراق دفترم در احوالات این روزگار است و شاید به همین دلیل بود که پیشه خبرنویسی و روزنامه نگاری را پیش گرفتم و حال در وبگاه قلم پارسی از دنیایی که در گوشه ای از ان میزیم دل نوشته هایی از خود را به اشتراک میگذارم... فکر کنم برای شناخت اولیه من کافی باشه!!!
  :: بهنام خواجه امینیان






   

سال نو مبارک پریسا......
پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٢ ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

انگار راستی راستی داره عید میشه

انگاری جدی جدی باید لباس نو ها دوباره به تن بشه

انگاری دوباره باید اول بشه بگم حول حالنا و هیچ اعتقادی به برآورده شدنش نداشته باشم

آره پری

دوباره سال نو شد و من تو کهنگی عشق تو موندم......

 سالت مبارک پریسا ی بهنام.....




:: برچسب‌ها: از خاک پارس, قلم پارسی, پری پری پری, بهاریه
می رفت و می گفت....
سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩٢ ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

چیز عجیبی بود

وقتی که می رفت

با خودش زمزمه می کرد:

حالا چه می شود؟؟؟




:: برچسب‌ها: قلم پارسی, عاشقانه ها, از خاک پارس, پری پری پری
طرح من ...
پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳٩٢ ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

کشیدنی نیست

فراق چشم های هفت رنگت....




:: برچسب‌ها: