بهنام خواجه امینیان متولد 57مین روز از بهار هزار و سیصدوهفتادمین گردش خورشید و زمین به دور هم.... از دنیایی کاهگل ها...سرای قناتها...دیار عبادتها... شهری که نگینش قد برافراشته منارها به نشانه ازادی خواهی مردمانش برای رسیدت به اوج....من از دیاری میگویم که سه فصل دارد :اول تابستان بهاری،دوم پائیزی زمستانی و اوج همه فصلهایش محرم است... اینجا که من با شما میگویم یزد است... علاقه ام بردن قلم بر کاغذ و سیاه کردن سفیدی های اوراق دفترم در احوالات این روزگار است و شاید به همین دلیل بود که پیشه خبرنویسی و روزنامه نگاری را پیش گرفتم و حال در وبگاه قلم پارسی از دنیایی که در گوشه ای از ان میزیم دل نوشته هایی از خود را به اشتراک میگذارم... فکر کنم برای شناخت اولیه من کافی باشه!!!
  :: بهنام خواجه امینیان






   

همه زندگی من
سه‌شنبه ۱٥ امرداد ۱۳٩٢ ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )
فردا منمو پریسا
شنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٢ ساعت ۳:٤٧ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

48 ساعت بزرگ و سرنوشت ساز

48 ساعت برای زندگی

48 ساعت برای رسیدن به قله های فخر تاریخ

48 ساعت برای دیدار با همه زندگی همه دنیا همه انگیزه و هدف

48 ساعت برای عشق

عشق

عشق

48 ساعت دیگه به یزد برگشتم

48 ساعت دیگه رسیدم

و 

میدونم خدا م نمیزاره 

جلوی دلم

جلوی شخصیتم

انسانیتم

عشق و زندگیم

خانوادم و دوستام شرمنده باشم

...

به همین سحر میدونم که 48 ساعت دیگه خدا رو سفیدم میکنه،میدونم دست رد به سینه م نمیزنه

فقط 48 ساعت دیگه...!




:: برچسب‌ها:
نیام شب بر فرق صبح
سه‌شنبه ۸ امرداد ۱۳٩٢ ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )
در کوچه ها کسی آهسته آهسته قدم میکند
گویی به سوی صبح،

آفتاب حادثه ها فاصله کم میکند

در نیام سایه ها ،
اندیشه عاشق کشی ست

با تمام آیه های جهل خود
صبح عشاق را
پر غم میکند....
 



:: برچسب‌ها:
خالق شعر و نقش به یکباره رفت....
دوشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٢ ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

هنوز کمتر از یک ماه پیش بود که اولین روز های کاری من در سرو با مصاحبه با استاد لاری پور همراه شد.

مردی که درست جزو اولین اساتید شعری بود که که سالها پیش در انجمن شعر با او آشنا شدم.
و امروز ناگهان پیامک انجمن شاهنامه ایران مرا در زمان متوقف کرد.
شاید کسی نیست که از آرامش،نجابت ، و شخصیت ادبیانه این مرد جاافتاده در هنر و شعر براحتی بگذرد.
حسین لاری پور عزیز
هرچند معاشرت با شما کم و زود گذر بود اما تا سالها در خاطره م خواهند ماند.
روحت با صاحب این شبها قرین رحمت...




:: برچسب‌ها: