بهنام خواجه امینیان متولد 57مین روز از بهار هزار و سیصدوهفتادمین گردش خورشید و زمین به دور هم.... از دنیایی کاهگل ها...سرای قناتها...دیار عبادتها... شهری که نگینش قد برافراشته منارها به نشانه ازادی خواهی مردمانش برای رسیدت به اوج....من از دیاری میگویم که سه فصل دارد :اول تابستان بهاری،دوم پائیزی زمستانی و اوج همه فصلهایش محرم است... اینجا که من با شما میگویم یزد است... علاقه ام بردن قلم بر کاغذ و سیاه کردن سفیدی های اوراق دفترم در احوالات این روزگار است و شاید به همین دلیل بود که پیشه خبرنویسی و روزنامه نگاری را پیش گرفتم و حال در وبگاه قلم پارسی از دنیایی که در گوشه ای از ان میزیم دل نوشته هایی از خود را به اشتراک میگذارم... فکر کنم برای شناخت اولیه من کافی باشه!!!
  :: بهنام خواجه امینیان






   

راز شعر
سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٤ ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

در سکوت

در تنهایی

هزار هزار سطر نوشته ام

عاشقانه

عارفانه

برای خودم

نه برای توجه دیگری

من تو را برای خودم میخواستم نه مردم شهر

"مرد پارسی"

 

پ.ن: قبل از مصاحبه با استاد امیرمحمد تفتی در منزل ایشان




:: برچسب‌ها: قلم پارسی, از خاک پارس
حالا سلامی دوباره
چهارشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٤ ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

اینحا تنهایی های من

و من دچار شلوغ زدگی

من برگشتم

همجنان بیمار چشم تو

و منتظر به راه شهر تو

...

سلام

اینجا شروعی دوباره




:: برچسب‌ها: قلم پارسی