بهنام خواجه امینیان متولد 57مین روز از بهار هزار و سیصدوهفتادمین گردش خورشید و زمین به دور هم.... از دنیایی کاهگل ها...سرای قناتها...دیار عبادتها... شهری که نگینش قد برافراشته منارها به نشانه ازادی خواهی مردمانش برای رسیدت به اوج....من از دیاری میگویم که سه فصل دارد :اول تابستان بهاری،دوم پائیزی زمستانی و اوج همه فصلهایش محرم است... اینجا که من با شما میگویم یزد است... علاقه ام بردن قلم بر کاغذ و سیاه کردن سفیدی های اوراق دفترم در احوالات این روزگار است و شاید به همین دلیل بود که پیشه خبرنویسی و روزنامه نگاری را پیش گرفتم و حال در وبگاه قلم پارسی از دنیایی که در گوشه ای از ان میزیم دل نوشته هایی از خود را به اشتراک میگذارم... فکر کنم برای شناخت اولیه من کافی باشه!!!
  :: بهنام خواجه امینیان






   

چمران..................چگونه باید از او یاد کنیم و بشناسیمش.....
چهارشنبه ۸ تیر ۱۳٩٠ ساعت ٢:٥٩ ‎ق.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

مردی که از ینگه دنیا دل کند و جان اورد تا تقدیم میهن کند....

او را انگونه که میگویند باور کنیم یا نه؟

انگونه که بوغهای شهر هر دم میگویند :::مردی بود تمام مخلص.....

 


مردی که از ینگه دنیا دل کند و جان اورد تا تقدیم میهن کند....

او را انگونه که میگویند باور کنیم یا نه؟

انگونه که بوغهای شهر هر دم میگویند :::مردی بود تمام مخلص ،تمام مطیع

مردی بود که اگر بود مماشات میدید و میگفت امر امر مطاع......

یا که نه اگر انچه را که مردم ازدست کلاهی ها ندیدند و از شعاریها خواستند و حالاان چه داشتند هم نمی بینند و فاتحه اش را هم خوانده اند،باز لب از لب انتقاد باز نمی کرد و به بیان تجربیات سفرهای دور دراز خود بسنده میکرد؟؟؟

همیشه از او که حتی در ورقی از ورقهای زندگیمان هست ، فقط یک چیز را می دانیم انهم دعاهای سحرگاهی اوست که انهم هر رمضان میشنویم::خدایا،تو قادر....

ایا چمران ، مرد مبارزات چریکی ،قهرمان عرصه دانشمندی و شجاع دلیر دفاع از میهن ، ارزشش این بود.......

یا گناه او روشنفکری در اعتدال بود که نه عبای بود نه کت و شلواری.........

دوستان ،چمران نابغه بود......




:: برچسب‌ها: مفاخر, از خاک پارس, مهندس, چمران