بهنام خواجه امینیان متولد 57مین روز از بهار هزار و سیصدوهفتادمین گردش خورشید و زمین به دور هم.... از دنیایی کاهگل ها...سرای قناتها...دیار عبادتها... شهری که نگینش قد برافراشته منارها به نشانه ازادی خواهی مردمانش برای رسیدت به اوج....من از دیاری میگویم که سه فصل دارد :اول تابستان بهاری،دوم پائیزی زمستانی و اوج همه فصلهایش محرم است... اینجا که من با شما میگویم یزد است... علاقه ام بردن قلم بر کاغذ و سیاه کردن سفیدی های اوراق دفترم در احوالات این روزگار است و شاید به همین دلیل بود که پیشه خبرنویسی و روزنامه نگاری را پیش گرفتم و حال در وبگاه قلم پارسی از دنیایی که در گوشه ای از ان میزیم دل نوشته هایی از خود را به اشتراک میگذارم... فکر کنم برای شناخت اولیه من کافی باشه!!!
  :: بهنام خواجه امینیان






   

حمایتی دیگر از مردم از سوی ایت الله دسغیب ، روحانی آزاده....
شنبه ۸ امرداد ۱۳٩٠ ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

آیت الله دستغیب در ادمه سخنان خود در مسجد قبا شیراز و در راستای بحث تفسیر سوره غافر در جلسه سی وهفتم با اشاره به آیه 87 سوره غافر از حیف و میل شدن اموال عمومی و بستن قردادهای که آنها را به قردادهای بدتر از ترکمنچای تشبیه کرده و از چپاول کردن ذخایر عظیم نفتی برای وارد کردن سلاحهای که برای سرکوب مردم استفاده میشود هشدار داد و برای حاکمان رأس‏ نشین از خداوند توجه به احکام اسلامی را خواست....!




ایت الله العظمی دستعیب در انتقاد به ایجاد قردادهای که بسته می شود ، این دست قراداها را قردادهای بدتر از معاهده ترکنمچای خواند و آنها را مایه ذلت مردم دانست وگفت: نمى ‏توان در مقابل این قراردادها بى‏ تفاوت بود. نمى ‏توان تحمّل کرد که ذخایر بزرگ ثروت را عده قلیلى به یغما برند و به جاى آنها سلاحهایى وارد مملکت کنند، براى سرکوب خود مردم!

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مسجد قبا ایشان از جمله موارد نزول عقوبت الهی را حیف و میل کردن اموال عمومی مسلمین دانسته و افزود : ذخایر عظیم نفتى، ارزشى فوق العاده از حیث تأمین رفاه دنیا و سعادت آخرت مردم ایران دارد به شرط  آنکه این منابع ثروت در اختیار مردم قرار گیرد و منافع آن، طبق اصول صحیح، به دست مردم برسد اما متأسفانه غالب آنها چپاول مى ‏شود و به دست گروهى نااهل مى ‏افتد.

این مرجع با اشاره به اینکه در سکوت در مقابل این کارها جایز نیست ،گفت: اگر مملکت واقعاً اسلامى باشد و مردم را با رفتار و اعمال صحیح به سوى خدا دعوت کنند، نیازى به این همه سلاح مدرن نیست. مگر در زمان جنگ اسلحه‏ ها ما را پیروز کردند؟

ایشان همچنین در ادامه سخنان خود با خطاب قرار دادن مسئولین و در جواب به انتقادات از خود تاکید نمودند:ازخدا مى‏ خواهیم که آقایان رأس‏نشین را بیشتر متوجّه احکام اسلام کند و طورى شود که به داد مردم بیچاره برسند. نیاید روزى که عذاب خدا نازل شود که عذاب، اگر نازل شود، فراگیر مى‏ شود. از خدا مى‏ خواهیم دل حاکمان را نرم کند تا این قبیل نصایح بر آنها تأثیر بگذارد و گمان نکنند امثال بنده در پى شهرت و آوازه هستیم.

این مرجع منتقد دولت در مورد رابطه مراجع و مسئولیت انها در برابر مردم ،شرایط کنونی جامعه را مورد تائید هیچکدام از فقهای دلسوزی که جان و ابروی خود را مثل ائمه اطهار بر سر راه احکام قران گذاشتند ندانسته و منظور خود ازاین فقها را اینگونه بیان کرد که: منظور از آن دسته از فقیهانى هستند که وابسته به دنیا نیستند و ترسى از عناوین و القاب خویش ندارند و فروش رساله و آوردن خمس و زکات برایشان مهمتر از احکام خدا نیست و واهمه‏ اى از ارعاب و تهدیدها ندارند. آیا این قبیل فقها وضع موجود را امضا مى‏ کنند؟ هرگز! الگو و مرجع امروز ما همن فقهاى عدولند، نه فقهاى مصلحت‏بین، لکن وقتى حکومت و قدرت در دست انسان مى ‏افتد معلوم است که مصالح خود را بر هر چیزى مقدّم مى‏ دارد اما بى‏شک حکم خدا این نیست.

ایشان همچنین در تفسیر ایه 87 سوره غافر به موضوعاتی دیگری همچون تسلی خاطر خداوند به پیامبر ،اذن خداوندو امر خداوند در بعدهای اجتماعی و فردی پرداختند که متن کامل سخنرانی ایشان در ادمه خواهد امد:

 لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ وَ ما کانَ لِرَسُولٍ أَنْ یَأْتِیَ بِآیَةٍ إلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِیَ بِالْحَقِّ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْمُبْطِلُونَ«78»

 ما پیش از تو رسولانى فرستادیم که سرگذشت بعضى را بر تو حکایت کردیم و برخى را نکردیم. هیچ پیامبرى معجزه‏ اى نیاورد جز به اذن خدا و چون فرمان خدا صادر شود، به حق داورى شود. در آن هنگام اهل باطل زیان‏کار خواهند بود.

 پیامبران الهى‏

 قسمت اول آیه خطاب به پیامبر اکرم ‏صلى الله علیه وآله و در ادامه آیه قبل است. خداوند براى تسلّاى خاطر رسول گرامى خویش اشاره‏ اى به پیامبران گذشته مى‏ فرماید که همچون پیامبر اسلام مورد آزار و اذیت اقوام خویش قرار گرفتند.

 در قرآن، نام و سرگذشت معدودى از پیامبران الهى ذکر شده، بعضى اشاره‏ اى به احوالشان گشته و از بسیارى دیگر هیچ نام و نشانى به میان نیامده است. تفسیر مجمع ‏البیان درباره تعداد پیامبران مى‏ نویسد: روایات و اخبار در عدد انبیا مختلف است. در بعضى از آنها عدد پیامبران صد و بیست هزار آمده و در بعضى دیگر هشت هزار نفر گفته شده که چهار هزار نفر از بنى‏ اسرائیل و چهار هزار نفر از اقوام دیگر مى‏ باشند.(2)

 منافاتى ندارد که تعداد پیامبران صد و بیست یا صد و بیست و چهار هزار نفر باشد و این هشت هزار نفر در میان آنان داراى برجستگى یا فضیلت خاصى بوده باشند.

 خداى تعالى در قرآن کریم از 26 پیامبر نام برده و از چند پیامبر دیگر مثل خضر و ارمیا و یوشع نامى برده نشده اما به احوالشان اشاره شده است. «اسباط» نیز عده‏ اى از پیامبران بنى‏ اسرائیل بودند که خداوند در سوره‏ هاى بقره، آل عمران و نساء در کنار ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب، از آنها یاد کرده است.

 ذکر احوال رسولان گذشته در کنار تمامى ویژگی هایى که براى پیامبران و مسلمین دارد، اسباب انسى براى رسول گرامى اسلام بود. این بدان معناست که ما نیز مى‏توانیم با مطالعه در احوال اولیاى خدا و یاد بزرگان دین و مخصوصاً ائمه اطهارعلیهم السلام با پروردگار خویش مأنوس شویم؛

 عِنْدَ ذِکْرِ الاولیاءِ یَنزِلُ الرَحْمَة:

 یاد اولیا باعث نزول رحمت است.

 اذن خدا در نزول آیات الهى‏

 معجزه‏

 ما کانَ لِرَسُولٍ أَنْ یَأْتِیَ بِآیَةٍ إلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ؛ منظور از آیه در اینجا دو چیز است: اول؛ معجزات و نشانه‏ هایى که دلیل رسالت و صداقت پیامبران بود و هیچ پیامبرى بدون اجازه خداوند این معجزات را ظاهر نمى‏ ساخت. خداى تعالى به حضرت عیسى مى‏ فرماید:

 وَ إذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ بِإِذْنی فَتَنْفُخُ فیها فَتَکُونُ طَیْراً بِإِذْنی وَ تُبْرِىُ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنی وَ إذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى‏ بِإِذْنی‏

 و هنگامى که به اذن من از گِل، چیزى شبیه پرنده مى‏ ساختى و در آن مى ‏دمیدى و به اذن من پرنده مى‏ شد و کور مادرزاد و مبتلا به پیسى را به اذن من شفا مى‏ دادى و مردگان را به اذن من زنده مى‏ کردى.(3)

 بنابراین اگر کسى پیشرفت هاى معنوى و حالات روحانى نصیبش شد باید کتمان کند و آنچه را که دارد، اظهار نکند مخصوصاً براى کسانى که در ابتداى راه هستند و هنوز چیزى از اذن خدا سر در نمى‏ آورند.

 عذاب‏

 دوم؛ عذابهاى الهى که در اثر نفرین انبیا، بر سر اقوام کافر نازل مى‏ شد و آیات قهر الهى براى آنان بود؛ مانند آنچه بر قوم لوط و هود و صالح نازل شد البته این عذابها در مورد کفّار زمان پیامبر اسلام وجود نداشت و در عوض بعضى از آنها در جنگهایى که با مسلمین داشتند به درک واصل شدند.

 نفرین‏

 توجّه به این نکته نیز لازم است که نفرین‏ کردن کار صحیحى نیست، مخصوصاً نفرین پدر و مادر براى فرزند. نفرین، هیچ پیشرفتى براى انسان طالب ندارد و حتى گاهى موجب خسران هایى نیز مى‏ گردد و شخص نفرین‏ کننده مورد مذمّت پروردگار قرار مى‏ گیرد مگر براى کسانى که یقین به رضاى کامل پروردگار دارند که حصول چنین یقینى براى مردم عادى ممکن نیست. بله، نفرین‏ کردن به دشمنان اهل بیت و کسانى که ائمه اطهارعلیهم السلام دستور به لعن و نفرینشان داده ‏اند، اشکالى ندارد و نفرین کسانى که در قرآن بر آنها نفرین شده؛

 اللّهمّ العن اول ظالم ظلم حق محمّد و آل محمّد و آخر تابع له على ذلک...

 نفرین‏ کردن در مباحث سیاسى نیز کارى ناپسند است و نباید جناحها و احزاب مختلف بخاطر اختلاف سلایق سیاسیشان یکدیگر را نفرین کنند بلکه هر گروه باید هدایت گروه دیگر را از خداوند بخواهد مگر آنکه ظلم و فساد یک طرف به حدّى زیاد شود که دیگر قابل هدایت نباشد و مردم از خدا طلب سرنگونى و شکست آن گروه را بکنند.

 امر خدا

 فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِیَ بِالْحَقِّ؛ با توجّه به سیاق آیات قبل، منظور از امر خدا در اینجا، توبیخ الهى و قهر پروردگار است که داراى دو بُعد فردى و اجتماعى مى ‏باشد.

 امر خدا در بُعد فردى‏

 عقوبت بعضى از گناهان - در صورت عدم توبه - در همین دنیا دامنگیر شخص گنهکار مى ‏شود. از جمله این گناهان، آزار و اذیّت به دیگران است که در مرتبه اول شامل آزار و اذیّت پدر و مادر و از آن بدتر، شکستن دل آنها مى‏ شود. مخصوصاً اگر منجر به آن شود که آنها لب به نفرین بگشایند. حکایات بسیارى درباره گیرایى نفرین پدر و مادر وجود دارد.

 در مرتبه بعد سایر ارحام قرار دارند؛ برادران و خواهران نسبت به هم و سایر اقوام و خویشان، اگر موجبات آزردگى و دل‏شکستگى یکدیگر را فراهم آورند، باید منتظر عقوبت پروردگار باشند.

 در مرتبه بعدتر سایر مؤمنین قرار دارند؛ شکستن دل هر مؤمن که موجب آه و نفرین او گردد، تأثیر فراوانى در زندگى انسان مى‏گذارد. برادران و خواهران مؤمن بسیار باید مواظب باشند که با دست و زبان خود، همدیگر را آزار ندهند که این کار توبیخ الهى را در پى دارد.

 گناه دیگرى که موجب عقوبت الهى در دنیا مى‏ شود، دروغ است که انسان را رسوا مى‏ سازد و همچنین ظلم به جان و مال و ناموس دیگران.

 امر خدا در بُعد اجتماعى‏

 گناهانى که در سطح اجتماع شیوع مى‏ یابند یا بواسطه رفتارهاى ناهنجار مردم است یا بخاطر عملکرد نادرست حاکمان در میان ناهنجاریهاى اجتماعى، هر گاه گناهانى چون زنا و لواط و ربا شیوع یابد باید منتظر نزول بلا بود. این وعده خداست که نسبت به اقوام پیشین نیز تحقّق یافت. البته تا پیش از ظهور پیامبر اکرم ‏صلى الله علیه وآله، عذابها به صورت بلایاى آسمانى نازل مى‏شد اما پس از اسلام، بلا در قالب اختلاف و تفرقه بین مردم ظاهر مى‏ شود.

 در حوزه حکومتى، اگر حاکمیت جامعه‏ اى ظلم را پیشه خود سازد باید بداند که به زودى عقوبت آن دامنش را خواهد گرفت و هر چه آتش ظلمش افروخته‏ تر باشد، زودتر و بیشتر در عقوبت الهى گرفتار مى ‏آید. آنچه بر سر آخرین پادشاه ایران آمد، تکرار همین وعده قطعى پروردگار و قضاوت حق او در دنیا بود و عذاب آخرت و چرک و خونهایى که در آن دست و پا مى‏ زند، وعده الهى براى پس از مرگش است.

 خسران اهل باطل‏

 وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْمُبْطِلُونَ؛ باطل؛ محدوده‏ اى است که شامل مراتب مختلفى مى‏ شود؛ از جمله عقاید باطل، احکام باطل و کارهاى باطل (لغویات).

 کسانى که بر احکام دین خدا پا مى‏ گذارند، هر توجیهى که داشته باشند، در راه باطل سیر مى‏ کنند. کسى که به جاى اعتنا به احکام قرآن، متناسب با منافع و مصالح خویش عمل مى‏ کند، در حقیقت بر قرآن پا گذاشته است و تفاوتى با مشرکان و کفّار ندارد بلکه از جهاتى بدتر از آنهاست چرا که به تعداد کسانى که تابعش هستند، قرآن را زیر پا گذاشته. کسانى که مدّعى عمل به قرآن هستند باید ادّعاى خود را در عمل ثابت کنند و رفتارشان را شاهد گفتارشان بیاورند.

 سیره فقهاى عدول‏

 از ابتداى غیبت صغرى تا کنون فقهاى عادل بى‏ شمارى آمدند و رفتند و امروز هم کم نیستند فقهاى عدولى که فریب پول و منصب و وعده را نمى‏ خورند و بى‏ هیچ ترسى حقیقت قرآن و سنّت را بازگو مى‏ کنند. کدام یک از فقهاى دلسوز امروز که همچون ائمه اطهار جان و آبرو و همه چیز خود را بر سر احکام قرآن گذاشتند، وضع جامعه و نحوه رفتار با مردم قانون‏ خواه و مؤمن را تأیید مى‏ کنند؟ منظور از آن دسته از فقیهانى هستند که وابسته به دنیا نیستند و ترسى از عناوین و القاب خویش ندارند و فروش رساله و آوردن خمس و زکات برایشان مهمتر از احکام خدا نیست و واهمه‏ اى از ارعاب و تهدیدها ندارند. آیا این قبیل فقها وضع موجود را امضا مى‏ کنند؟ هرگز! الگو و مرجع امروز ما همن فقهاى عدولند، نه فقهاى مصلحت‏بین، لکن وقتى حکومت و قدرت در دست انسان مى ‏افتد معلوم است که مصالح خود را بر هر چیزى مقدّم مى‏ دارد اما بى‏شک حکم خدا این نیست.

 اموال بیت المال‏

 از جمله چیزهایى که عقوبت الهى را نازل مى‏ کند، حیف و میل کردن اموال عمومى مسلمین است. ذخایر عظیم نفتى، ارزشى فوق العاده از حیث تأمین رفاه دنیا و سعادت آخرت مردم ایران دارد به شرط  آنکه این منابع ثروت در اختیار مردم قرار گیرد و منافع آن، طبق اصول صحیح، به دست مردم برسد اما متأسفانه غالب آنها چپاول مى ‏شود و به دست گروهى نااهل مى ‏افتد. قراردادهایى بسته مى‏ شود که بعضاً از قرارداد ترکمانچاى هم بدتر است. واقعاً دارند مردم را ذلیل مى‏ کنند.

 نمى ‏توان در مقابل این قراردادها بى‏ تفاوت بود. نمى ‏توان تحمّل کرد که ذخایر بزرگ ثروت را عده قلیلى به یغما برند و به جاى آنها سلاحهایى وارد مملکت کنند، براى سرکوب خود مردم! اگر مملکت واقعاً اسلامى باشد و مردم را با رفتار و اعمال صحیح به سوى خدا دعوت کنند، نیازى به این همه سلاح مدرن نیست. مگر در زمان جنگ اسلحه‏ ها ما را پیروز کردند؟

 از خدا مى‏ خواهیم که آقایان رأس‏نشین را بیشتر متوجّه احکام اسلام کند و طورى شود که به داد مردم بیچاره برسند. نیاید روزى که عذاب خدا نازل شود که عذاب، اگر نازل شود، فراگیر مى‏ شود. از خدا مى‏ خواهیم دل حاکمان را نرم کند تا این قبیل نصایح بر آنها تأثیر بگذارد و گمان نکنند امثال بنده در پى شهرت و آوازه هستیم.

 




:: برچسب‌ها: از خاک پارس, ایت الله دستغیب, مفاخر