بهنام خواجه امینیان متولد 57مین روز از بهار هزار و سیصدوهفتادمین گردش خورشید و زمین به دور هم.... از دنیایی کاهگل ها...سرای قناتها...دیار عبادتها... شهری که نگینش قد برافراشته منارها به نشانه ازادی خواهی مردمانش برای رسیدت به اوج....من از دیاری میگویم که سه فصل دارد :اول تابستان بهاری،دوم پائیزی زمستانی و اوج همه فصلهایش محرم است... اینجا که من با شما میگویم یزد است... علاقه ام بردن قلم بر کاغذ و سیاه کردن سفیدی های اوراق دفترم در احوالات این روزگار است و شاید به همین دلیل بود که پیشه خبرنویسی و روزنامه نگاری را پیش گرفتم و حال در وبگاه قلم پارسی از دنیایی که در گوشه ای از ان میزیم دل نوشته هایی از خود را به اشتراک میگذارم... فکر کنم برای شناخت اولیه من کافی باشه!!!
  :: بهنام خواجه امینیان






   

تنهایی برای فکر
پنجشنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩۱ ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )


برای اولین بار توی سال جدید برای 24ساعت دارم میزنم بیرون از شهر..

برام دعا کنید خارج از هیاهوهای هوچی گران بتونم نتیجه های عاقلانه بگیرم....

تا فردا که بیام و تصمیم های گرفته ام را بگم....

همه اش قطعیه ولی میخوام به دور از هیاهو به همه کارهای ناتمامم فکر کنم و یه بار هم در ارامش کوهستان کویر همه چیز این بیست سال را مرور کنم...به همه سختی های هدفهام بیاندیشم و نتیجه بگیرم...

رفتنم از ایران درس و کار و عشقم.....همه اش....




:: برچسب‌ها: