بهنام خواجه امینیان متولد 57مین روز از بهار هزار و سیصدوهفتادمین گردش خورشید و زمین به دور هم.... از دنیایی کاهگل ها...سرای قناتها...دیار عبادتها... شهری که نگینش قد برافراشته منارها به نشانه ازادی خواهی مردمانش برای رسیدت به اوج....من از دیاری میگویم که سه فصل دارد :اول تابستان بهاری،دوم پائیزی زمستانی و اوج همه فصلهایش محرم است... اینجا که من با شما میگویم یزد است... علاقه ام بردن قلم بر کاغذ و سیاه کردن سفیدی های اوراق دفترم در احوالات این روزگار است و شاید به همین دلیل بود که پیشه خبرنویسی و روزنامه نگاری را پیش گرفتم و حال در وبگاه قلم پارسی از دنیایی که در گوشه ای از ان میزیم دل نوشته هایی از خود را به اشتراک میگذارم... فکر کنم برای شناخت اولیه من کافی باشه!!!
  :: بهنام خواجه امینیان






   

13 به در...
شنبه ۱٢ فروردین ۱۳٩۱ ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

سریال تکراری اخر دو هفته الکی گذر اول سال جدید....

خسته شدم....

باز هم یه سری اس ام اس و پیامها و ایمیل های تکراری به عنوان خبر دورغ اول اپریل و سبزه گره زنی های بی خاصیت....

دارم به اجبار میرم...ولی میدونم تکراریه...

باز تا صبح نشستن و حکم دل کشیدن بغل دستی و دود قلیون با طعم پرتغال و اش اول صبح نذری سیزده بنستان و کاهو و هندوانه و ناهار و شولی مخصوص یزد بجای عصرانه و حرکت به خانه در اخر شب....

خسته ام نمیخوام برم...دیگه فرصت نوشتن بهم نمیدن...میگن بیا بریم 




:: برچسب‌ها: