بهنام خواجه امینیان متولد 57مین روز از بهار هزار و سیصدوهفتادمین گردش خورشید و زمین به دور هم.... از دنیایی کاهگل ها...سرای قناتها...دیار عبادتها... شهری که نگینش قد برافراشته منارها به نشانه ازادی خواهی مردمانش برای رسیدت به اوج....من از دیاری میگویم که سه فصل دارد :اول تابستان بهاری،دوم پائیزی زمستانی و اوج همه فصلهایش محرم است... اینجا که من با شما میگویم یزد است... علاقه ام بردن قلم بر کاغذ و سیاه کردن سفیدی های اوراق دفترم در احوالات این روزگار است و شاید به همین دلیل بود که پیشه خبرنویسی و روزنامه نگاری را پیش گرفتم و حال در وبگاه قلم پارسی از دنیایی که در گوشه ای از ان میزیم دل نوشته هایی از خود را به اشتراک میگذارم... فکر کنم برای شناخت اولیه من کافی باشه!!!
  :: بهنام خواجه امینیان






   

فریدالدین حامد (عطار)
شنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٠ ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ | نوشته ‌شده به دست بهنام خواجه امینیان ( نظرات )

فریدالدین حامد (عطار)را پیشوای عرفانی گویند که بعدها مولانا آنرا از مرز زمان و مکان بسط داد و تا به امروز سخنش چراغی بر راه عاشقان است .

یاد گرفته ایم که بگوییم............................................

عطار خود همان عطریست که خود بویید و مست کرد/

    عطار نه آن عطریست که مشک فروشی برای فروش دست به دست کند

 


فریدالدین حامد (عطار)را پیشوای عرفانی گویند که بعدها مولانا آنرا از مرز زمان و مکان بسط داد و تا به امروز سخنش چراغی بر راه عاشقان است .

یاد گرفته ایم که بگوییم شعرهای عاشقانه را سنائی،عارفانه ها را مولوی و ترکیب این دو را حافظ سروده اند ،و عطار را به رباعیات جانسوزش بشناسیم.اما بدانیم که اگر عطار پیشروی عرفانی نمی شد که آنرا عرفان ایرانی اسلامی می گویند ، مولوی هم شاید به این درجه از شهرت و اهمیت نمی رسید.

البته در علم عرفان شاید او را صاحب سبک و پیشقراول نشود که دانست اما حضور هم چون اوئی و حتی سنائی ،عامل آن شد که مولانا در عصر خود پایگاهی پیدا کند تا حتی قرن ها بعد از او یاد کنند.

عطار شخصیتی است که شاید وقتی به هر که (در هر شرایط سنی) گویی پنج شاعر نامی ایران را نام ببر، نام آن نیشابوری جزوء اسامی باشد که بر زبان میراند ولی آنچنان در چرخ بد روزگار تیره بخت شد که بسیاری از آثار و اشعارش در زیر لگام ستمگر مغولی نابود شد و هر چند به او اثرات متفاوتی نسبت داده شده اما آثاری همچون تذکرة اولیا ، منطق الطیر را با قاطعیت به او نسبت می دهیم.

عطار که در سیمرغ هفت وادی آدم شدن  آدمیان را نام برد و بهانه های بهانه جویان را هم راحت بیان کرد تا بتوان آنان را که از آدمیت دورند و دور می شوند و بر این عمل خواهان هستند را بشناسیم.

عطار هر چند هم با چنگیزیان رفت اما همیشه نامش و یادش با مردم ایران است.

*(*عطار خود همان عطریست که خود بویید و مست کردم/

    عطار نه آن عطریست که مشک فروشی برای فروش دست به دست کند*)*




:: برچسب‌ها: عرفان, از خاک پارس, عطار نیشابور, مفاخر