دلم تنگه

چه دلتنگم

برای شعر

برای اواز

برای زندگی عاشقانه

برای چشم گشودن در هر صبح به عشق تو

چه دلتنگم برای دعای سحر برای تو

برای صحبت های ارام شبانه پشت تلفن

برای قدم زدن تو سرمای زیر صفر 

به خیال تو

برای صدا کردن های تو

چه دلتنگم 

برای بهنامی که دلتنگ تو میشد 

پریسای شبهای تنهای....

/ 2 نظر / 10 بازدید

عمری که صرف عشق نگردد بطالت است راهی که رو به دوست ندارد ضلالت است من مجرم محبت و دوزخ فراق یار واه درون به صدق مقالم دلالت است گیرم به خون دیده نویسم رساله را کس را در آن حریم چه حد رسالت است در عمر خود به هیچ قناعت نموده‌ام تا روزیم به تنگ دهانش حوالت است کام ار به به استمالت ازو می‌توان گرفت هر ناله‌ام علامت صد استمالت است گر سر نهم به پای تو عین سعادت است ورجان کنم فدای تو جای خجالت است آمد بهار و خاطر من شد ملول‌تر زیرا که باغ بی‌تو محل ملالت است گفتم که با تو صورت حالی بیان کنم در دا که حال عشق برون از مقالت است برخیز تا به پای شود روز رستخیز وانگه ببین شهید غمت در چه حالت است کی می‌کند قبول فروغی به بندگی فرماندهی که صاحب چندین جلالت است