13 به در...

سریال تکراری اخر دو هفته الکی گذر اول سال جدید....

خسته شدم....

باز هم یه سری اس ام اس و پیامها و ایمیل های تکراری به عنوان خبر دورغ اول اپریل و سبزه گره زنی های بی خاصیت....

دارم به اجبار میرم...ولی میدونم تکراریه...

باز تا صبح نشستن و حکم دل کشیدن بغل دستی و دود قلیون با طعم پرتغال و اش اول صبح نذری سیزده بنستان و کاهو و هندوانه و ناهار و شولی مخصوص یزد بجای عصرانه و حرکت به خانه در اخر شب....

خسته ام نمیخوام برم...دیگه فرصت نوشتن بهم نمیدن...میگن بیا بریم 

/ 1 نظر / 5 بازدید
سولماز

هیچ چیزی تکراری نیست بقول سهراب چشمها را باید شست . آیا واقعا شما این لحظه را با لحظه دیگر را نمی بینید تا چه رسد به امسال و پارسال شولی بدون من واااااااااااای چه گناه بزرگی